05/31/2026
كپشن:
از همان اول، حسی در درونم میگفت که بعضی چیزها بیدلیل نیستند...
سالها فکر میکردم این فقط یک احساس گذراست، اما زندگی بارها به من ثابت کرد که باید بیشتر به آن صدای آرام درونم گوش بدهم.
بعضیها اسمش را حس ششم میگذارند.
من فکر میکنم بخشی از قدرت زنانه است؛ همان درکی که گاهی قبل از آشکار شدن حقیقت، چیزی را احساس میکند.
نمیدانم فقط من اینگونهام یا شما هم تجربه کردهاید...
گاهی نیت خوب آدمها را حتی از پشت یک صفحهی گوشی هم میشود حس کرد.
بعضی آدمها را هرگز از نزدیک ندیدهای، اما حضورشان آرامش میدهد، انگار سالهاست میشناسیشان.
و بعضی دیگر...
نه حرف بدی زدهاند و نه کاری کردهاند، اما چیزی در وجودت آرام نیست.
انگار روحت پیامی را دریافت میکند که هنوز ذهنت نتوانسته برایش توضیحی پیدا کند.
هرچه بزرگتر شدم، کمتر به حرفها و بیشتر به انرژی آدمها توجه کردم.
فهمیدم بعضی انسانها روحت را سبک میکنند، امید میدهند و آرامش میآورند.
و بعضی دیگر، حتی در سکوت، سنگینی عجیبی با خود دارند.
شاید حس ششم، جادو نباشد.
شاید نتیجهی سالها دیدن، تجربه کردن و فهمیدن آدمها باشد.
اما هر چه که هست، من یاد گرفتهام به آن احترام بگذارم؛
چون بارها مرا از اشتباهها نجات داده و به سمت آدمهایی برده که حضورشان شبیه نور، دعا و آرامش بوده است.
حالا بگویید...
فقط من این حس را دارم یا شما هم گاهی حقیقتِ آدمها را قبل از آشکار شدنشان احساس میکنید؟ 🤍