miir.hossein

miir.hossein ناگهان شروع کردم به شک کردن در این باره که کدام شان بهتر است: به یاد آوردن یا از یاد بردن؟

بازهم در انبوهت گم شده ام ولی هنوز هم حل شده ام در تو مرا در تو راحت می شود یافت محلول من سبزی تو نبود ...آبی دریا بود.....
03/12/2019

بازهم در انبوهت گم شده ام
ولی هنوز هم حل شده ام در تو
مرا در تو راحت می شود یافت
محلول من سبزی تو نبود ...
آبی دریا بود...

نگاهی که خود را نمی بیند می آرد که شاید زندگی او را در آغوش گیرد و سبک زندگیش را درپس سرخی لب هایش رها می کند...دلش بوی ...
30/11/2019

نگاهی که خود را نمی بیند می آرد که شاید زندگی او را در آغوش گیرد
و سبک زندگیش را درپس سرخی لب هایش رها می کند...
دلش بوی آزادی می خواهد ...
بوی رهایی...
بوی فرار از نگاه های هرزه...
بوی فریاد ...
بوی ...
هر روز خود را با این جمله که همه چیز درست می شود آرام می کند...

Paper pulp factory #
26/10/2019

Paper pulp factory

#

27/08/2019
04/06/2019

ميدوني ميم ..!؟!
هیچ وقت نتونستم از عمیق ترین ترسهام با کسی حرف بزنم و باهشون کنار بیام ... شاید تا الان فقط تو میدونستی ...
وقتيکه ٢ سالم بود مادرم رو از دست دادم ، كسي كه با وجودش نفس كشيدم ، زماني كه معنا و قدرت واژه "مادر" رو تو زندگيم درك نكرده بودم ، هر وقت ب اون قسمت از زندگيم فكر ميكنم در عجب ميمونم از كار خدا !! دو نفر مثل يك تن ، در اغوش هم .. اون وقت ي حادثه و تصادف ب زندگي اوني ك قوي تر هست خاتمه بده و من نحيف ك هنوز دركي از دنيا نداشتم باقي بمونم ، هنوز نميدونم اين رو لطف خدا بدونم يا ... از اون صحنه و اون فرد جز دنبال امبولانس دويدن و گريه كردن و تنفر از مردی ك منو بغل كرد تا دور كنه چيزي يادم نمونده ...
واين اولين قسمت وجودم بود ك ازم جدا شد ، اولين درد و ترس وجودم ...

اما عجيبه كه بگم خيلي دیر نبودنش رو حس كردم ، چون يكي بود ك خيلي پر رنگ تر از خودش نقشش رو برام ايفا ميكرد ، اينقدر كه من تا لحظه از دست دادنش به اكثريت ادماي زندگيم از نبود "مادرم " صحبتي نكردم ... فكر ميكنم مادر جون براي بچه هاي خودش هم اينقدر مادري نكرده بود و هميشه قدردان خدا بودم بخاطر حضورش ، وقتي ك بود، شادتر بودم و پرانرژي تر ...
اما هميشه ي با يك ترس زندگي كردم ، ترسي ك باعث ميشد وقتي خوابه برم بالاي سرش و نگاش كنم و گوشم رو تيز كنم :" دم ، بازدم ، دم ، بازدم"
و در انتظار نفس بعدي ، وقتي صداي نفس هاش رو ميشنيدم قلبم اروم بگيره ، اونموقع فكر ميكردم از دوست داشتن زياده ، اما حالا فهميدم با تمام وجودم ميترسيدم ، هراس از نبودن لحظه و نفس بعدی ، ترس از اینكه اين وزنه قوي زندگي رو هم خدا ازم بگيره ...
روزي ك رفت بزرگترين حسرت زندگيم شكل گرفت ، روزهايي ك غرق در خودم و درگير نمايشگاه عكس بودم ، حسرت و عذاب اينكه عزيز ترين نوه اش ميتونست لحظه اخر كنارش باشه و نبود.. شايد باورت نشه ب قدري پذيرشش برام سخت بود ك سه ساعت تو غسالخونه زل زده بودم ب بدن کفن پیچ شده و اماده رفتنش ، به اميد اينكه دوباره صداي نفسش رو بشنوم ...
در روزهاي خیلی بدي به سر ميبرم ، روزايي ك با ابعاد پنهاني وجودم اشناتر ميشم ... روزهایی ک مسببش تویی ، تویی ک اینقدر بهم نزدیک بودی و مجوز حضور در تمام ابعاد زندگیم رو داشتی ...حالا تو هم ی زخم تازه و عمیق تر بهم زدی ، زخمی ک مثل چاقو خوردن از بهترین و عزیزترین فرد زندگیت میمونه ...

فهميدم خيلي عميقه ... هنوز نتوستم راهی پیدا کنم و خودم رو نجات بدم از این چاه ... "ترسم " رو ميگم ، هيچ وقت فكر نميكردم از رها شدن و تنها موندن اينقدر واهمه داشته باشم و ...👇

Meysam is a simple worker who works at the factory.  He has to spend more than 12 hours there , and at the end of the mo...
01/05/2019

Meysam is a simple worker who works at the factory. He has to spend more than 12 hours there , and at the end of the month he will be given a little salary, which will not even afford his own personal life , and he won’t be able to save. Meysam's experience is what modern slavery is telling , and millions of people are like him who are struggling with such this situation in Iran.
میثم کارگری ساده است ک در کارخانه کار می کند . او مجبور است بیشتر از 12 ساعت در کارخانه باشد و در پايان ماه دستمزد ناچيزي به وي داده مي شود که حتي کفاف زندگي شخصي خودش را نمي دهد چه برسد به اين که بتواند پس انداز کند. تجربه میثم چيزي است که به آن برده داري مدرن مي گويند و ميليون ها نفر مانند اوهستند که با چنين وضعيتي در ایران دست و پنجه نرم مي کنند...
‏ ‏ #
‏ e

بردگي انسان مدرنبا حضور ماشین های صنعتی ، انسان ها به حاشیه رفتند و نقش کنترل گری پیدا کرده اند . به مرور از نقش و قدرتش...
01/05/2019

بردگي انسان مدرن
با حضور ماشین های صنعتی ، انسان ها به حاشیه رفتند و نقش کنترل گری پیدا کرده اند . به مرور از نقش و قدرتشان کم شد و تبدیل به ربات هایی شده اند ک پای این غول های ماشینی مینشینند و روزمرگی میکنند .
انچه قرار بود غایت انسان مدرن باشد و جهان را از منظر سوبژگتیویته‌ای فعال و پویا درک کند به فاجعه‌ای هولناک و بی‌صدا تبدیل می‌شود. در پایان اما فاجعه کامل می‌شود. با حضور ماشین های صنعتی و دیجیتال اشکال جديد برده داري پا به عرصه وجود گذاشت که آن را "برده داري مدرن" مي نامند.
برده جهانی صنعتی که نمیداند چه چیزی به واقع انسان را به اصل های انسانی وا میدارد.مسخ شدن زندگی در سیستم سرمایه داری شرکتی. سیستمی که انسان را فقط برای بردگی مزدی در سلسله مراتب خودش لازم دارد... سقوط ارزش انسان در مقابل ساختار ارائه خدمات انسانی.
شغل، که قرار بوده پاسخی به برآورده کردن خواسته های انسانی شود، جامعه انسانی را خالی از روح انسانیت کرده و بهره کشی و برده داری رو به شکلی ترسناک ، مورد قبول جامعه، اجتناب ناپذیر و ساختار یافته ، نمایش میده...
#كارگر #صنعت
@ Mashhad, Iran

The Decisive Moment... @ Mashhad, Iran
28/04/2019

The Decisive Moment... @ Mashhad, Iran

Address

Mashhad

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when miir.hossein posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to miir.hossein:

Share

Category