بابل قدیم

بابل قدیم تاريخ مصورى از زندگى و چهره هاى قديم بابل

عکس های موجود توسط شادروان عباس جهانیان (متولد 1294) در شهر بابل گرفته شده اند
عباس جهانیان در سال 1318 ش در خیابان فرح (آیت الله سعیدی کنونی) کتابخانه ای با نام خویش بنیان نهاد.
علاقه ایشان به هنر عکاسی باعث شد عکسهای متعددی از اشخاص و مناطق مختلف شهر بابل به یادگار بماند.
عباس جهانیان در تاریخ 1350 درگذشت.
عکسهای گرفته شده چهره ها و مکانهایی هستند که ممکن است توسط شما و یا بزرگان ما قابل شناسای

ی باشند. البته با گذشت چند نسل از زمان گرفته شدن این عکسها ، شناسایی آنها کمی سخت است ولی با کمک تک تک ما شدنی است. بنابراین اگر درباره این عکسها چیزی میدانید بگویید تا حاصل این همراهی و پشتیبانی اثری ثمربخش و یادگاری نیکو گردد.
با تشکر
علی جهانیان

14/09/2023

(1/54) “We begin in darkness. A siren screams. The invaders come from the desert in a cloud of dust. The king gathers his army at a mountain castle. A single battle decides our fate. The battle burns, the din of drums, the clash of axes, the spark of swords. The dirt turns clay with blood. The sun goes down on a fallen flag. The day is lost. The king is gone. Our people are left defenseless. The only weapon we have left is our voice. So they come for our words. Scholars are murdered, books are burned, entire libraries are turned to dust. Until nothing remains. Not even memories of who we were. Silence. The sun comes up on a knight galloping across the land. He summons the teachers, the scholars, the authors, the thinkers. He tells them to gather the words that remain: the books, the scrolls, the letters, the verses. Everything that escaped the burning pits. Then he summons the sages. The keepers of our oldest myths, from before the written word. He copies their stories onto the page. Then when all has been gathered, all of the words, only then does he summon a poet. It had to be a poet. Because poetry is music. It sinks into the memory. And in this land of endless war, the only safe library is the memory of the people. It is said that at any given time there are one hundred thousand poets in Iran, but only one is chosen. A single poet, for a sacred mission. Put it all in a poem. Everything they’re trying to destroy. The entire story of our people. Our kings. Our queens. Our castles. Our banquets. Our songs and celebrations. Our goblets filled with wine. Our roasted kebabs. Our moonlit gardens. Our caravans of riches: silken carpets, amber, musk, goblets filled with diamonds, goblets filled with rubies, goblets filled with pearls. Our mountains. Our rivers. Our soil. Our borders. Our battles. Our crumbled castles. Our fallen flags. Our blood. Who we were. Who we were! Our culture. Our wisdom. Our choices. And our words. All of our words. Three thousand years of words, a castle of words! That no wind or rain will destroy! However long it takes, put it all in a poem. All of Iran, in a single poem. A torch to rage against the night! A voice to echo in the dark.”

در تاریکی آغاز می‌کنیم. بانگ آژیری برمی‌خیزد. غارتگران بیابانی در هاله‌ای از گرد و غبار فرا می‌رسند. شاهنشاه سپاهیانش را پیرامون کاخی کوهستانی گرد می‌آورد. تک‌نبردی سرنوشت‌ساز است. سوزندگی‌های نبرد، بانگ کوس و درا‌ها، چکاچاک تبرها، درخشش شمشیرها. خاکِ آغشته به خون گِل می‌شود. خورشید درفش افتاده‌‌ را به شب می‌سپارد. نبرد از دست رفته است. پادشاه نیز رفته است. و مردمان بی‌دفاع مانده‌اند. اینک سخن، تنها جنگ‌افزار ماست. زین روست که بر واژگان‌مان می‌تازند. دانشمندان را می‌کشند، کتاب‌ها را می‌سوزانند، کتابخانه‌ها را با خاک یکسان می‌کنند آنچنان که هیچ نمانَد. حتا یادمانی از آن که بوده‌ایم. خاموشی. خورشید بر سواری که در سرتاسر زمین می‌تازد ‌پرتوافشان است. اوست که آموزگاران را فرا می‌خواند، دانشمندان را، نویسندگان را، اندیشمندان را. و از آنان می‌خواهد تا همه‌ی واژگانِ بازمانده را فراهم آورند. کتاب‌ها، طومارها، نامه‌ها، سروده‌‌ها. و هر آنچه از شراره‌های سوزان آتش دور مانده است. آنگاه فرزانگان را فرا می‌خواند. نگهبانان اسطوره‌های کهن، از پیشین زمان. داستان‌هاشان را بر برگ‌ها می‌نویسند. با فراهم آمدن این همه، هنگام آن رسیده است تا سراینده‌ای توانا بالا برافرازد، نیزه‌ی قلم برگیرد، سروده‌های آهنگینش را چنان بر دل‌ها نشاند که در یادها بمانند. در این سرزمینِ جنگ‌های بی‌پایان، تنها کتابخانه‌ی امن، خاطره‌ی مردمان است. گویند سدهزار شاعر همزمان در ایران می‌زیند ولی تنها یکی‌ست که از پس این کار سترگ برمی‌آید. تک‌شاعری، برای کوششی سپنتا. کسی که همه‌ی واژگان را در شعرش بگنجاند! گنجینه‌ای دور از دستبُرد آنان که در پی نابودی‌اش هستند. دربرگیرنده‌ی داستان مردمان‌مان. پادشاهان‌مان. شهبانوان‌مان. کاخ‌هامان. سرودها و بزم‌هایمان. جام‌های پر از باده‌مان. کباب‌های بریان‌مان. باغ‌های مهتابی‌مان. کاروان‌های کالاهای گرانبها: فرش‌های ابریشمین‌, عنبر، مُشک، پیمانه‌های پر از الماس، پیمانه‌های پر از یاقوت، پیمانه‌های پر از مروارید. کوهستان‌مان. رود‌هامان. خاک‌مان. مرزهامان. نبردهامان. باروهای ویران‌مان. درفش‌های بر خاک‌افتاده‌مان. خون‌مان. که بوده‌ایم. که بوده‌ایم! فرهنگمان. خِرَدمان. گزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هامان. و واژگان‌مان. همه‌ی واژگان‌مان. هزاران سال واژه، کاخی از واژگان که از باد و باران نیابد گزند! هر اندازه زمان ببرد.همه را در شعرش بگنجاند. همه‌ی ایران را، در سُرودی یگانه. مشعلی خروشنده در سیاهی شب! پژواک بلند و پرطنین آوایی در تاریکی

نمایشگاه عکس های تاریخی مرحوم عباس جهانیان1 تا 7 مرداد 1394نخستین پاسداشت فر و ادب تبرستانتهران، مجموعه فرهنگی و هنری کا...
22/07/2015

نمایشگاه عکس های تاریخی مرحوم عباس جهانیان
1 تا 7 مرداد 1394

نخستین پاسداشت فر و ادب تبرستان
تهران، مجموعه فرهنگی و هنری کاخ نیاوران، ساختمان کوشک احمدشاهی

گذری بر زندگی عباس جهانیان
عباس جهانیان متولد سال 1296 هجری شمسی از جمله مشاهیر عرصه هنر و فرهنگ شهر بابل است که فعالیت ها و خدمات موثر و بی دریغ او به مردم زمان خود تأثیر بسزایی در رشد فرهنگی آن زمان داشته است.
وي با تأسیس یک مرکز کتابخوانی در سال 1318 در شهر بابل كلوب علمى فرهنگى را تأسیس نمود که ميعادگاه بسیاری از بزرگان علم و ادب و شعر بود. در این مرکز کتاب های نفیس با کمترین هزینه به امانت داده می شد و عطش دانش دوستان و علم آموزان را سیراب می نمود. در این مرکز نشریات و روزنامه های مهم کشور که در آن دوران بصورت محدود منتشر می شد؛ بصورت مرتب و همزمان با تهران در دسترس قرار می گرفت.
عباس جهانیان با سرمايه شخصى و زحمات و همت بالا، مجموعه اى بسيار كمياب و با ارزش از كتب خطى و چاپ سنگى را در كتابخانه خود در بابل جمع آورى كرده بود. برخى از این کتابها جزء نسخ خطى کمیاب موجود در جهان بوده اند، مانند ديوان شعر طالب املى كه تنها نسخه موجود در ايران بوده است و در كتابخانه ملى و ساير كتابخانه هاى معتبر براى آينده گان به يادگار مانده است.
تاریخ مصور از قاب نگاه عباس جهانیان
هنر عکاسی از جمله مهمترین علایق شخصی عباس جهانیان بود. وی با عکاسی بی نظیر خود با موضوعات اجتماعی و آزاد، بيش از 1000 قطعه عکس را به يادگار گذاشته است. عکس هايي ارزنده از مردمان و پيشرفت هاي شهري آن زمان بابل و شهرهاي اطراف آن.
عباس جهانیان در سال 1350 در سن 54 سالگی به دلیل بیماری، چشم از جهان فرو بست. مقبره ایشان در آرامگاه معتمدی بابل واقع شده است.

عکس از: عباس جهانیان
#بابل #مازندران #عکس #جهانیان

عکس از: عباس جهانیان #بابل  #مازندران  #عکس                    #جهانیان  #مدرسه
23/03/2015

عکس از: عباس جهانیان
#بابل #مازندران #عکس #جهانیان #مدرسه

عکس از: عباس جهانیان #بابل  #مازندران  #عکس                    #جهانیان  #ورزش
02/02/2015

عکس از: عباس جهانیان
#بابل #مازندران #عکس #جهانیان #ورزش

دختر سوم از سمت چپ "ملوک خصوصی" همسر عباس جهانیان و پدر ملوک خصوصی نفر پنجم از سمت راست میباشد. #بابل  #مازندران  #عکس  ...
29/11/2014

دختر سوم از سمت چپ "ملوک خصوصی" همسر عباس جهانیان و پدر ملوک خصوصی نفر پنجم از سمت راست میباشد.

#بابل #مازندران #عکس #جهانیان

عکس از: عباس جهانیان #بابل  #مازندران  #عکس                    #جهانیان
13/09/2014

عکس از: عباس جهانیان
#بابل #مازندران #عکس #جهانیان

Address

Babol
1955815838

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when بابل قدیم posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share

Category