Hazaristan News TV هزارستان نيوز

Hazaristan News TV هزارستان نيوز ما برای آگاهی و همچنان برای عدالت اجتماعی در افغانستان مبارزه می کنیم

25/07/2026
24/07/2026

هدف ما این است که شرایط را برای نسل جدید هزاره آسان‌تر کنیم تا در هر زمینه‌ای، از جمله تحصیل، تجارت، اشتغال، علم، فرهنگ و سیاست، فرصت بیشتری برای پیشرفت و موفقیت داشته باشند.

برای رسیدن به این هدف، چند اصل اساسی اهمیت دارد:

1. حفظ هویت و زبان
هویت هزاره و زبان هزارگی بخش مهمی از فرهنگ و تاریخ ما هستند. حفظ و آموزش زبان مادری به نسل‌های آینده، یکی از مهم‌ترین راه‌های حفظ هویت فرهنگی ماست.
2. حمایت از جوانان
باید تلاش کنیم جوانان هزاره از آسیب‌های اجتماعی، جرم و جنایت و هرگونه سوءاستفاده در امان بمانند و فرصت رشد، آموزش و پیشرفت داشته باشند.
3. دسترسی به ترجمه و خدمات مناسب
بسیاری از هزاره‌ها به زبان هزارگی راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کنند. فراهم شدن مترجمان آشنا با زبان و گویش هزارگی می‌تواند از سوءتفاهم‌ها در پرونده‌های اداری، حقوقی و مهاجرتی جلوگیری کند و روند رسیدگی به مشکلات را عادلانه‌تر سازد.
4. معرفی درست جامعه هزاره
لازم است تصویر واقعی جامعه هزاره به کشورهای میزبان معرفی شود؛ جامعه‌ای که در پی زندگی مسالمت‌آمیز، کار، تحصیل و مشارکت سازنده در جامعه است. همچنین باید مشکلات افرادی که سال‌ها در انتظار رسیدگی به پرونده‌هایشان هستند، از راه‌های قانونی پیگیری شود.
5. جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی
نباید اجازه داد هزاره‌ها قربانی رقابت‌ها و اختلافات سیاسی شوند یا منافع دیگران بر زندگی و آینده آنان تأثیر منفی بگذارد.
6. همبستگی جامعه
با وجود تفاوت‌های مذهبی، فکری یا سیاسی، حفظ همبستگی میان هزاره‌ها اهمیت زیادی دارد. اتحاد و همکاری می‌تواند به حفظ منافع مشترک، حمایت از یکدیگر و تقویت جامعه کمک کند.
7. آموزش فرهنگ و زبان به نسل‌های آینده
خانواده‌ها نقش مهمی در انتقال زبان، فرهنگ، تاریخ و ارزش‌های هزاره به فرزندان خود دارند. هرچه کودکان بیشتر با زبان و فرهنگ خود آشنا شوند، ارتباط آنان با جامعه هزاره در آینده قوی‌تر خواهد بود.
8. رفع موانع پیشرفت
هر فرد باید بر اساس توانایی، دانش و شایستگی خود فرصت پیشرفت در تحصیل، کار، تجارت و سایر زمینه‌ها را داشته باشد و با کلیشه‌ها یا پیش‌داوری‌ها مواجه نشود.

9 ایجاد یک زبان معیار و منابع آموزشی برای همه هزاره‌ها

امروزه هزاره‌ها در کشورهای مختلف مانند افغانستان، پاکستان، ایران و سایر نقاط جهان زندگی می‌کنند و هر منطقه گویش و لهجه خاص خود را دارد. این تفاوت‌ها گاهی باعث می‌شود ارتباط میان هزاره‌ها دشوارتر شود. به همین دلیل، لازم است برای آموزش زبان هزارگی، منابع آموزشی و کتاب‌هایی تهیه شود تا هر فردی، صرف‌نظر از محل زندگی خود، بتواند زبان هزارگی را به‌صورت خواندن، نوشتن و گفتار یاد بگیرد و ارتباط آسان‌تری با دیگر هزاره‌ها برقرار کند. هدف از این کار، از بین بردن گویش‌های محلی نیست، بلکه ایجاد یک زبان مشترک برای ارتباط میان همه هزاره‌ها در کنار حفظ گویش‌های محلی است.

10 حفظ زبان برای حفظ هویت و پیوند نسل‌های آینده

اگر زبان مشترک میان هزاره‌ها به نسل‌های آینده منتقل نشود، با گذشت زمان ارتباط فرهنگی و اجتماعی میان هزاره‌ها در کشورهای مختلف ضعیف‌تر خواهد شد. آموزش زبان هزارگی به کودکان، تهیه کتاب‌ها و منابع آموزشی و تشویق خانواده‌ها به استفاده از زبان مادری، می‌تواند به حفظ هویت فرهنگی و تقویت ارتباط میان نسل‌های آینده کمک کند. هرچه ارتباط زبانی و فرهنگی قوی‌تر باشد، همکاری، همبستگی و حفظ میراث فرهنگی هزاره‌ها نیز آسان‌تر خواهد بود.

در نهایت، اگر زبان، فرهنگ و هویت خود را حفظ نکنیم، با گذشت نسل‌ها احتمال کمرنگ شدن این میراث فرهنگی افزایش می‌یابد. اما اگر خانواده‌ها زبان مادری را به فرزندان خود آموزش دهند، فرهنگ خود را زنده نگه دارند و جامعه هزاره با احترام و همکاری در کنار یکدیگر بماند، این هویت می‌تواند برای نسل‌های آینده نیز حفظ شود.

هدف اصلی، ساختن آینده‌ای بهتر برای نسل‌های بعدی است؛ آینده‌ای که در آن هزاره‌ها بتوانند با حفظ هویت فرهنگی خود، در کنار سایر جوامع، در صلح، احترام و فرصت برابر زندگی کنند.

19/07/2026

زبان هزاره‌گی بخش مهمی از هویت و فرهنگ مردم هزاره است و حفظ و گسترش آن اهمیت زیادی دارد. آگاهی‌بخشی درباره هویت هزاره‌ها، به‌ویژه در میان نسل جوان و در جوامع مهاجر، می‌تواند از ایجاد سوءتفاهم جلوگیری کند. بسیاری از جوانان هزاره با تلاش و تحصیل در دانشگاه‌ها و کسب تخصص، آینده خود را می‌سازند و شایسته است که بر اساس شخصیت و دستاوردهای خود شناخته شوند، نه تحت تأثیر رفتار یا جرایم افرادی از دیگر گروه‌ها. همچنین لازم است مردم کشورهای میزبان با تنوع قومی افغانستان آشنا شوند و بدانند که هزاره، پشتون، تاجیک، ازبک و دیگر اقوام، گروه‌های متفاوتی هستند و نباید عملکرد افراد یک گروه را به همه مردم افغانستان یا به قوم هزاره نسبت دهند. این آگاهی می‌تواند به کاهش پیش‌داوری‌ها و جلوگیری از قربانی شدن افراد بی‌گناه بر اثر سوءتفاهم کمک کند.

امروز چیزی که بیشتر از هر چیز ذهنم را نگران کرده، وضعیت آشفتهٔ فرهنگی و اجتماعی جامعهٔ ماست؛ مخصوصاً در شبکه‌های اجتماعی...
11/05/2026

امروز چیزی که بیشتر از هر چیز ذهنم را نگران کرده، وضعیت آشفتهٔ فرهنگی و اجتماعی جامعهٔ ماست؛ مخصوصاً در شبکه‌های اجتماعی و در نوع رفتار و تصمیم‌هایی که کم‌کم هویت و اولویت‌های مردم ما را دچار سردرگمی کرده است.

در این ده سال اخیر، با گسترش تیک‌تاک، اینستاگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی، متأسفانه فحاشی، ابتذال، توهین و سوءاستفاده از احساسات مردم به‌طرز نگران‌کننده‌ای افزایش پیدا کرده است. در حالی که مردم هزاره در اصل مردمی بافرهنگ، باشرافت، خون‌گرم و اهل احترام‌اند، امروز عده‌ای محدود در فضای مجازی با رفتارهای رکیک، غیراخلاقی و مبتذل تلاش می‌کنند فقط برای جلب توجه و کسب درآمد دیده شوند.

این افراد شبانه‌روز با فحاشی، تحقیر دیگران، سوءاستفاده از زنان و نشر محتوای ناسالم دنبال لایک، بازدید و پول‌اند؛ و بدتر از آن، بعضی انجمن‌ها و افراد هم به‌جای مقابله با این وضعیت، از چنین چهره‌هایی حمایت و حتی تقدیر می‌کنند.
چندی پیش دیدیم که در یکی از برنامه‌های مربوط به «فرهنگ هزاره» در اروپا، از افرادی که در شبکه‌های اجتماعی به فحاشی و ابتذال مشهورند تقدیر شد. این مسئله واقعاً دردناک است؛ چون وقتی در روز فرهنگ، به‌جای انسان‌های آگاه، اهل قلم، هنرمندان متعهد و چهره‌های خدمت‌گزار، از افراد حاشیه‌ساز و فحاش تجلیل می‌شود، پیام خطرناکی به نسل جوان منتقل می‌شود و جامعه کم‌کم معیارهای اصلی خود را از دست می‌دهد.

اما مشکل فقط این نیست.
مشکل بزرگ‌تر، گم‌شدن مرز میان «عزا»، «فرهنگ» و «جشن» در جامعهٔ ماست.

ماه سپتامبر برای هزاره‌ها تنها یک ماه عادی نیست؛ این ماه، ماه یادبود هزاره‌جینوساید و قتل‌عام تاریخی مردم هزاره است. ماهی که باید زمان همبستگی، آگاهی‌رسانی، دادخواهی و زنده نگه‌داشتن یاد قربانیان باشد.

در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، فعالان و جوانان هزاره در سراسر دنیا تلاش‌های گسترده‌ای برای شناساندن هزاره‌جینوساید انجام دادند. محتوای مربوط به نسل‌کشی هزاره‌ها در شبکه‌های اجتماعی میلیون‌ها بازدید گرفت و فقط در سال ۲۰۲۳ صدها میلیون نفر در سراسر دنیا از طریق همین کمپاین‌ها با بخشی از تاریخ و رنج مردم هزاره آشنا شدند. آن روزها تمرکز جامعه روی آگاهی‌بخشی، اتحاد و دادخواهی بود.

اما متأسفانه در سال ۲۰۲۴، درست در همان ماه سپتامبر، بخشی از هزاره‌های استرالیا داوود سرخوش را برای برگزاری کنسرت دعوت کردند و این برنامه‌ها شهر به شهر برگزار شد.
در همان ماهی که باید فضای جامعه روی یادبود شهدا و هزاره‌جینوساید متمرکز می‌بود، شبکه‌های اجتماعی پر شد از ویدیوهای کنسرت، رقص، پایکوبی، تشریفات و نمایش‌های تجملی.

موترهای مجلل، کاروان‌های طولانی، استقبال‌های اغراق‌آمیز و فرش‌کردن فضای تشریفاتی برای یک خواننده، در ماهی که برای مردم هزاره ماه عزا و درد تاریخی است، باعث شد تمرکز افکار عمومی از مسئلهٔ اصلی منحرف شود.
بسیاری از فعالان اجتماعی قبل از برگزاری این برنامه‌ها هشدار داده بودند که کنسرت می‌تواند در زمان دیگری برگزار شود، اما ماه سپتامبر زمان مناسبی برای چنین برنامه‌هایی نیست؛ چون در آن زمان جامعه باید تمام توجه خود را روی هزاره‌جینوساید، نسل‌کشی، غصب زمین‌ها، تبعیض و وضعیت بحرانی مردم هزاره در افغانستان متمرکز کند.

اما برخلاف این هشدارها، کنسرت‌ها برگزار شد و نتیجه‌اش سردرگمی بیشتر جامعه بود.
بعد از آن، موج گستردهٔ آگاهی‌رسانی دربارهٔ هزاره‌جینوساید کم‌رنگ‌تر شد و در سال ۲۰۲۵ دیگر آن شور و تمرکز قدرتمند سال ۲۰۲۳ دیده نشد. بخش زیادی از توجه جوانان و کاربران شبکه‌های اجتماعی، به‌جای دادخواهی، صرف دنبال‌کردن و وایرال‌کردن ویدیوهای کنسرت و حاشیه‌های آن شد.

این انتقاد به معنای مخالفت با هنر، موسیقی یا شخص داوود سرخوش نیست؛ بحث اصلی بر سر زمان، اولویت و مسئولیت اجتماعی است. هر چیزی جای خودش را دارد. جامعه‌ای که هنوز قربانی نسل‌کشی، تبعیض و مهاجرت اجباری است، باید بداند چه زمانی وقت عزاست و چه زمانی وقت جشن.

امروز یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جامعهٔ ما همین است که دیگر مرزها در حال از بین رفتن‌اند؛
معلوم نیست روز عزای ما کدام است،
روز فرهنگ ما کدام است،
و روز جشن ما کدام است.

وقتی در ماه عزا جشن برگزار می‌شود،
وقتی در روز فرهنگ از افراد فحاش تقدیر می‌شود،
و وقتی حاشیه‌ها جای دردهای واقعی مردم را می‌گیرد،
طبیعی است که جامعه دچار چنددستگی، بی‌هویتی و فراموشی تاریخی شود.

ساختن آگاهی و اتحاد، سال‌ها زحمت می‌خواهد؛
اما نابود شدن تمرکز یک جامعه، گاهی فقط با چند تصمیم اشتباه و چند هفته سرگرم‌شدن به حاشیه اتفاق می‌افتد.

امروز جامعهٔ هزاره بیشتر از هر زمان دیگری نیاز دارد که دوباره به اصل خود برگردد؛
به احترام، آگاهی، اتحاد، فرهنگ واقعی و زنده نگه‌داشتن یاد قربانیانش

12/04/2026

نتیجه تظاهرات تاجیک‌های هرات
و نتیجه تظاهرات هزاره‌های کویته پاکستان را در این دو روز
دیدین دیگه خدا کنه که یک درس گریفته باشین

دوستان صفحات ما کنترل میشه و مانع میشن که بیننده و ویوی بیشتر بگیره به همون خاطر از شما قومای عزیز خواهش میکنم که ویدیو را بیشتر لایک و شیر کنید تا به دست همه قوما برسه

از بس که در کارِ جهان، غافل و سرگردان شدیمبر خلقِ خود هشدارِ دردِ حادثه پنهان شدیمتا چشم وا کردند مردم، تلخ‌تر شد ماجراد...
11/04/2026

از بس که در کارِ جهان، غافل و سرگردان شدیم
بر خلقِ خود هشدارِ دردِ حادثه پنهان شدیم

تا چشم وا کردند مردم، تلخ‌تر شد ماجرا
در هِرات و هر کجا، داغی به دل مهمان شدیم

هر فتنه‌ای کآن‌سو گذشت، این‌سو به ما پاسخ رسید
در خانه و مکتب، ز دردِ خویش حیران شدیم

ای کاش بیداریم ما، از خوابِ سنگینِ فریب
با هر کسی هم‌راه نه، خود راهِ خود دان شدی

ملا به نامِ دین، ز مردم نان و نام می‌برد
از رنجِ مهاجران، به کامِ خویش جام می‌برد

بازیِ سیاست است، به نام‌های رنگ‌به‌رنگ
مردم ولی نتیجه‌اش، فقط پیام می‌برد

آن‌سو اگر به جنگ رفت، در شام و خاکِ دوردست
این‌سو درونِ خانه‌اش، آتش دوام می‌برد

هر قطره خونی آن‌طرف، این‌جا جواب می‌دهد
بی‌گُنهانِ بی‌پناه، تاوانِ عام می‌برد

هرات اگر به شور رفت، پاسخ همان‌جا دید باز
زخمِ همان حکایت است، هر صبح و شام می‌برد

بیدار شو ای هم‌وطن، فریبِ نام‌ها مخور
هر کس به سودِ خویش فقط، از تو مرام می‌بر

نتیجه‌ای که هراتی‌ها در ایران در تظاهرات علیه دولت‌های غربی شرکت کرده بود رو در هرات دید و و امیدوارم که هزاره‌ها هم این همه قربانی سیاست کثیف ملاها شدند و ۱۵ هزار جوان در سوریه به خاک و خون کشیده شد و بیشتر از ۳۰ هزار هزار در کل دانشگاه و مکاتب قتل عام شدند بیدار شوند و از گذشته خود عبرت بگیرند و نگذارد که کس دیگری با سرنوشتشان بازی کند و جنگ را بر خانه آنها تحمیل کند

15/02/2026

ما فرهنگ خود را فراموش کرده‌ایم، و این یک فاجعه است

بزرگ‌ترین خطری که یک ملت را تهدید می‌کند، جنگ نیست، بلکه فراموشی است. ملتی که تاریخ، فرهنگ و هویت خود را فراموش کند، به‌تدریج از درون نابود می‌شود، حتی اگر از بیرون زنده به نظر برسد.

امروز مردم هزاره در سراسر جهان پراکنده شده‌اند. زبان ما تحت تأثیر فرهنگ‌های دیگر قرار گرفته، لهجه‌های ما تغییر کرده، و سبک زندگی ما دگرگون شده است. این بخشی از واقعیت مهاجرت است. اما آنچه دردناک‌تر است، این است که ما به‌تدریج از ریشه‌های خود فاصله گرفته‌ایم.

اگر امروز از بسیاری از جوانان هزاره پرسیده شود که زنان هزاره ۷۰ یا ۱۰۰ سال پیش چه می‌پوشیدند، پاسخی ندارند. برخی تصور می‌کنند لباس‌های وارداتی چند دهه اخیر همان لباس سنتی هزاره است. لباس‌هایی که حتی قدمت ۲۰ یا ۳۰ ساله دارند، امروز به‌اشتباه به‌عنوان «لباس فرهنگی هزاره» شناخته می‌شوند. در حالی که لباس‌های اصیل هزاره قدمتی چندصدساله دارند و نمونه‌های آن‌ها در موزه‌های معتبر جهان و افغانستان ثبت شده است.

دردناک‌تر از همه این است که حتی انجمن‌های فرهنگی هزاره، که مسئولیت حفظ و معرفی فرهنگ ما را بر عهده دارند، نیز در بسیاری موارد این میراث اصیل را نادیده می‌گیرند. آن‌ها مراسم «روز فرهنگ هزاره» برگزار می‌کنند، اما لباس‌های واقعی و تاریخی هزاره که زنان ما ۵۰، ۷۰ یا ۱۰۰ سال پیش می‌پوشیدند، به نمایش گذاشته نمی‌شود.

در عوض، لباس‌هایی نمایش داده می‌شود که تولید ماشینی هستند، وارداتی هستند، و هیچ ریشه عمیقی در تاریخ هزاره ندارند. این یک بی‌توجهی ساده نیست، بلکه یک شکست در مسئولیت فرهنگی است.

چگونه ممکن است انجمنی که خود را نماینده فرهنگ هزاره می‌داند، حتی نتواند لباس اصیل هزاره را به نسل جدید معرفی کند؟

چگونه ممکن است لباس‌هایی که بخشی از تاریخ و هویت ما هستند، امروز با نام‌های دیگر فروخته شوند و حتی خود ما آن‌ها را نشناسیم؟

چگونه ممکن است یک دختر هزاره لباس اصیل نیاکان خود را بپوشد و به‌جای افتخار، مورد تمسخر قرار گیرد؟

این نشان می‌دهد که ما نه‌تنها فرهنگ خود را از دست داده‌ایم، بلکه آگاهی خود را نیز از دست داده‌ایم.

وقتی ما فرهنگ خود را نشناسیم، دیگران آن را به نام خود ثبت می‌کنند. وقتی ما از لباس خود شرم کنیم، فرهنگ ما نابود می‌شود. وقتی ما تاریخ خود را ندانیم، دیگران تاریخ ما را خواهند نوشت.

فرهنگ هزاره تنها یک لباس نیست. فرهنگ هزاره، هویت ما، تاریخ ما، و وجود ماست.

اگر امروز برای حفظ آن اقدام نکنیم، فردا چیزی برای حفظ کردن باقی نخواهد ماند.

اکنون زمان بیداری است.
اکنون زمان شناخت است.
اکنون زمان بازگشت به ریشه‌هاست.

حفظ فرهنگ، مسئولیت همه ماست

امروز اگر به جامعهٔ خودمان نگاه کنیم، ریشهٔ بسیاری از بدبختی‌ها را می‌شود در چند چیز مشخص دید: عروسی‌های گزاف و نمایشی، ...
21/01/2026

امروز اگر به جامعهٔ خودمان نگاه کنیم، ریشهٔ بسیاری از بدبختی‌ها را می‌شود در چند چیز مشخص دید: عروسی‌های گزاف و نمایشی، ازدواج مردان با دخترهای بسیار کم‌سن با اختلاف سنی نزدیک به بیست سال، رقابت‌های ناسالم و چشم‌وهم‌چشمی بین زن‌ها، بی‌سوادی و ناآگاهی، و فشار اقتصادی‌ای که مردها را از پا انداخته است. نتیجهٔ این فرهنگ غلط این شده که مردهای هزاره، وقتی سن‌شان از بیست‌وپنج سال می‌گذرد، اغلب دچار زانو درد، کمر درد و فرسودگی جسمی و روحی‌اند؛ خودشان هم می‌دانند قربانی شده‌اند، اما راهی برای اعتراض ندارند.

جوان‌ها به مهاجرت کشانده می‌شوند و سال‌ها در کشورهایی مثل استرالیا کار سنگین می‌کنند تا فقط بتوانند ۲۰۰ هزار دلار خرج یک عروسی مجلل کنند. این فشارها بیشتر از طرف خانواده‌ها و زن‌هایی می‌آید که به‌جای آگاهی، دنبال نمایش، رقابت و مصرف‌گرایی‌اند. مرد برای ساکت کردن این توقعات، خودش را غرق کار می‌کند، ماشین شاسی‌بلند می‌خرد و سلامتی‌اش را می‌دهد، اما آرامش خانواده باز هم تأمین نمی‌شود.

در این میان، یک فاجعهٔ خاموش در حال اتفاق افتادن است. دخترخانم‌هایی که بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۵ به دنیا آمده‌اند، هم‌نسل پسرهایی هستند که بین ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ متولد شده‌اند. منطقی این بود که این نسل‌ها در طول پانزده سال با هم ازدواج کنند. اما چه شد؟ بسیاری از این پسرها به‌جای ازدواج با دخترهای هم‌سن خودشان، رفتند سراغ دخترهای متولد ۲۰۰۵ به بعد. نتیجه‌اش این شد که تعداد زیادی از دخترهای هم‌نسل خودشان بی‌سرنوشت ماندند؛ امروز سن‌شان از سی گذشته و هنوز ازدواج نکرده‌اند. سؤال اینجاست: مسئولیت سرنوشت این دخترها با کیست؟

دو عامل اصلی در این فاجعه نقش دارد:
اول، مهاجرت‌های طولانی و فرساینده؛
دوم، زن‌های بی‌سواد و ناآگاهی که فرهنگ مفت‌خوری، رقابت منفی و مصرف‌زدگی را در جامعه رواج دادند. زن‌هایی که نه درس خواندند، نه ورزش کردند، نه خودشان را آگاه ساختند، اما توقع زندگی لوکس داشتند و هزینه‌اش را از جسم و جان مرد گرفتند.

چرا زن‌ها به‌جای این همه مهمانی، غیبت و خرج بی‌جا، کمی ورزش نمی‌کنند؟ چرا درس نمی‌خوانند؟ چرا یاد نمی‌گیرند چگونه همسر و مادر آگاه باشند؟ چرا یاد نمی‌گیرند که این فشارها در نهایت دامان خودشان و فرزندانشان را می‌گیرد؟

و یک نکتهٔ مهم که نباید فراموش شود:
اگر کسی به دین و باور خودش اعتقاد دارد، باید بداند هر فرهنگ غلطی که امروز ترویج می‌کند، فردا گریبان خانوادهٔ خودش را می‌گیرد. همان‌طور که امروز دخترهای دیگران بی‌سرنوشت مانده‌اند، فردا ممکن است دخترهای خودشان قربانی همین فرهنگ شوند. این یک قانون زندگی است؛ هیچ ظلمی بی‌پاسخ نمی‌ماند.

اگر آگاهی، اصلاح فرهنگ و مسئولیت‌پذیری نباشد، این چرخه ادامه پیدا می‌کند و نسل بعدی آسیب‌دیده‌تر از امروز خواهد بود
و نکته‌ای که از تجربهٔ خودم نمی‌توانم نگویم این است که همین جوان‌ها در کشورهایی مثل استرالیا، به‌جای این‌که با دخترهایی که همین‌جا هستند ازدواج کنند، از زیر بار خرج‌های غیرمنطقی فرار می‌کنند. چون سطح توقع آن‌قدر بالا رفته که کمتر از ۲۰۰ هزار دلار اصلاً کسی حاضر به عروسی نیست. همین باعث می‌شود جوان‌ها از ازدواج در اینجا دل‌زده شوند و بروند از افغانستان دختر بگیرند؛ ازدواج‌های عجولانه، با دخترهایی که نه می‌شناسندشان، نه از نظر فکری و سنی به هم می‌خورند، دخترهایی بسیار کم‌سن که فقط در یک ماه تصمیم گرفته می‌شود و بعد آورده می‌شوند اینجا. وقتی این دخترها می‌آیند، نه زبان همدیگر را درست می‌فهمند، نه فرهنگ و اخلاق هم را؛ اختلاف سنی زیاد است و درک متقابل شکل نمی‌گیرد. مرد برای این‌که این فاصله را پُر کند، مجبور می‌شود با پول و ماشین لوکس دهان طرف مقابل را ببندد و این فشار دیر یا زود مستقیم روی سلامت جسم خودش خالی می‌شود؛ کار زیاد، استرس، زانو درد، شانه درد و فرسودگی‌ای که پایانش معلوم است.

از آن بدتر، وقتی چنین خانواده‌ای صاحب فرزند می‌شود، پدر عملاً در زندگی کودک حضور ندارد. مردی که ۲۴ ساعت زیر فشار کار است، روزی پانزده ساعت بیرون از خانه‌ است؛ چند ساعت در ترافیک، ده ساعت سر کار. صبح که طفل بیدار می‌شود پدر سر کار است، شب که می‌خوابد پدر تازه از کار آمده. این طفل چه دختر باشد چه پسر، از مهر و محبت پدری محروم می‌شود و چنین کودکانی در آینده اغلب انسان‌های موفقی نخواهند شد، چون ستون اصلی عاطفی زندگی‌شان خالی مانده است. همهٔ این قربانی‌ شدن‌ها از جایی شروع می‌شود که خرج زندگی بی‌حساب بالا برده می‌شود و مرد مجبور می‌شود سلامتی، جوانی و نقش پدری خودش را فدا کند؛ و این همان جایی است که نادانی، مصرف‌زدگی و فرهنگ غلط، یک نسل کامل را آرام‌آرام نابود می‌کند.

جمع همهٔ این حرف‌ها یک حقیقت تلخ را نشان می‌دهد: تا وقتی فرهنگ عروسی‌های گزاف، اختلاف سنی‌های ناعاقلانه، رقابت‌های ناسالم، مصرف‌گرایی و بی‌سوادی اصلاح نشود، قربانی اصلی مردانی خواهند بود که سلامت‌شان را می‌دهند، زنانی که آیندهٔ خودشان را می‌سوزانند و کودکانی که بدون حضور پدر بزرگ می‌شوند. مهاجرت، فشار اقتصادی و توقعات بی‌جا دست‌به‌دست هم داده‌اند تا نسل‌ها یکی پس از دیگری آسیب ببینند. راه نجات نه در فرار، نه در ازدواج‌های عجولانه، بلکه در آگاهی، مسئولیت‌پذیری، ساده‌زیستی، و بازگشت به عقل، انصاف و ارزش‌های درست انسانی است؛ و اگر امروز این اصلاح را جدی نگیریم، فردا همان سرنوشتی که برای دیگران رقم زده‌ایم، گریبان خودمان و فرزندانمان را خواهد گرفت

28/12/2025

بعد از این‌که ایرانی‌ها دیدند هزاره‌ها بعد از جنگ ایران–عراق نیروی کاری بسیار ارزان و مناسب هستند، به‌جای این‌که به نفع هزاره‌ها عمل کنند، در افغانستان بیش از ده گروه مختلف را ایجاد و تقویت کردند. این گروه‌ها جبهه‌جبهه شدند و متأسفانه در مناطق هزاره‌نشین آن‌قدر با هم جنگیدند که فاجعه به‌بار آمد
ماما، خواهرزاده را کشت
خواهرزاده، ماما را کشت
بچه‌کاکا، کاکا را کشت
و حتی برادر برادر را کشت.

این جنگ‌های داخلی در مناطق هزاره‌نشین آن‌قدر شدید بود که اگر بابا مزاری نمی‌رسید، شاید دیگر هزاره‌ای در این مناطق باقی نمی‌ماند. این بابا مزاری بود که توانست هزاره‌ها را دوباره متحد کند و تا حد زیادی مردم هزاره را از این نقشه شوم نجات دهد.

با این‌همه، این جنگ‌ها تا اندازه‌ای موفق هم شد و باعث شد هزاران خانواده هزاره از مناطق خود کوچ کرده و به ایران مهاجر شوند. در ایران، هزاره‌ها در سخت‌ترین کارهای ساختمانی و صنعتی، با مزد بسیار کم، بدون بیمه و بدون حقوق انسانی کار کردند. ایران با استفاده از همین نیروی کار ارزان، توانست کشور خود را سریع‌تر بسازد، در حالی‌که جوانان زیادی از مردم ما در این راه جان خود را از دست دادند.

بعدها همین نیروها مورد استفاده تبلیغاتی قرار گرفتند و حتی در جنگ سوریه نیز از آن‌ها استفاده شد. این واقعیت‌ها نباید فراموش شوند.

در پایان، لطفاً دوستان صفحه مرا شیر و لایک کنید. این صفحه زیر کنترول است و اگر لایک و شیر کم باشد، سانسور می‌شود و بازدید نمی‌گیرد. هرچقدر بیشتر لایک و شیر کنید، بازدید هم بیشتر می‌شود.
ممنون از حمایت‌تان.

Osoite

Kustaankatu
Helsinki
00500

Nettisivu

Hälytykset

Tiedä ensimmäisenä ja anna meille oikeus lähettää sinulle sähköpostitse uutisia ja promootioita Hazaristan News TV هزارستان نيوز :ltä. Sähköpostiosoitettasi ei käytetä muihin tarkoituksiin, ja voit perua milloin tahansa.

Oikopolut

Jaa

Kategoria