Hazaristan News TV هزارستان نيوز

Hazaristan News TV هزارستان نيوز ما برای آگاهی و همچنان برای عدالت اجتماعی در افغانستان مبارزه می کنیم

12/04/2026

نتیجه تظاهرات تاجیک‌های هرات
و نتیجه تظاهرات هزاره‌های کویته پاکستان را در این دو روز
دیدین دیگه خدا کنه که یک درس گریفته باشین

دوستان صفحات ما کنترل میشه و مانع میشن که بیننده و ویوی بیشتر بگیره به همون خاطر از شما قومای عزیز خواهش میکنم که ویدیو را بیشتر لایک و شیر کنید تا به دست همه قوما برسه

از بس که در کارِ جهان، غافل و سرگردان شدیمبر خلقِ خود هشدارِ دردِ حادثه پنهان شدیمتا چشم وا کردند مردم، تلخ‌تر شد ماجراد...
11/04/2026

از بس که در کارِ جهان، غافل و سرگردان شدیم
بر خلقِ خود هشدارِ دردِ حادثه پنهان شدیم

تا چشم وا کردند مردم، تلخ‌تر شد ماجرا
در هِرات و هر کجا، داغی به دل مهمان شدیم

هر فتنه‌ای کآن‌سو گذشت، این‌سو به ما پاسخ رسید
در خانه و مکتب، ز دردِ خویش حیران شدیم

ای کاش بیداریم ما، از خوابِ سنگینِ فریب
با هر کسی هم‌راه نه، خود راهِ خود دان شدی

ملا به نامِ دین، ز مردم نان و نام می‌برد
از رنجِ مهاجران، به کامِ خویش جام می‌برد

بازیِ سیاست است، به نام‌های رنگ‌به‌رنگ
مردم ولی نتیجه‌اش، فقط پیام می‌برد

آن‌سو اگر به جنگ رفت، در شام و خاکِ دوردست
این‌سو درونِ خانه‌اش، آتش دوام می‌برد

هر قطره خونی آن‌طرف، این‌جا جواب می‌دهد
بی‌گُنهانِ بی‌پناه، تاوانِ عام می‌برد

هرات اگر به شور رفت، پاسخ همان‌جا دید باز
زخمِ همان حکایت است، هر صبح و شام می‌برد

بیدار شو ای هم‌وطن، فریبِ نام‌ها مخور
هر کس به سودِ خویش فقط، از تو مرام می‌بر

نتیجه‌ای که هراتی‌ها در ایران در تظاهرات علیه دولت‌های غربی شرکت کرده بود رو در هرات دید و و امیدوارم که هزاره‌ها هم این همه قربانی سیاست کثیف ملاها شدند و ۱۵ هزار جوان در سوریه به خاک و خون کشیده شد و بیشتر از ۳۰ هزار هزار در کل دانشگاه و مکاتب قتل عام شدند بیدار شوند و از گذشته خود عبرت بگیرند و نگذارد که کس دیگری با سرنوشتشان بازی کند و جنگ را بر خانه آنها تحمیل کند

15/02/2026

ما فرهنگ خود را فراموش کرده‌ایم، و این یک فاجعه است

بزرگ‌ترین خطری که یک ملت را تهدید می‌کند، جنگ نیست، بلکه فراموشی است. ملتی که تاریخ، فرهنگ و هویت خود را فراموش کند، به‌تدریج از درون نابود می‌شود، حتی اگر از بیرون زنده به نظر برسد.

امروز مردم هزاره در سراسر جهان پراکنده شده‌اند. زبان ما تحت تأثیر فرهنگ‌های دیگر قرار گرفته، لهجه‌های ما تغییر کرده، و سبک زندگی ما دگرگون شده است. این بخشی از واقعیت مهاجرت است. اما آنچه دردناک‌تر است، این است که ما به‌تدریج از ریشه‌های خود فاصله گرفته‌ایم.

اگر امروز از بسیاری از جوانان هزاره پرسیده شود که زنان هزاره ۷۰ یا ۱۰۰ سال پیش چه می‌پوشیدند، پاسخی ندارند. برخی تصور می‌کنند لباس‌های وارداتی چند دهه اخیر همان لباس سنتی هزاره است. لباس‌هایی که حتی قدمت ۲۰ یا ۳۰ ساله دارند، امروز به‌اشتباه به‌عنوان «لباس فرهنگی هزاره» شناخته می‌شوند. در حالی که لباس‌های اصیل هزاره قدمتی چندصدساله دارند و نمونه‌های آن‌ها در موزه‌های معتبر جهان و افغانستان ثبت شده است.

دردناک‌تر از همه این است که حتی انجمن‌های فرهنگی هزاره، که مسئولیت حفظ و معرفی فرهنگ ما را بر عهده دارند، نیز در بسیاری موارد این میراث اصیل را نادیده می‌گیرند. آن‌ها مراسم «روز فرهنگ هزاره» برگزار می‌کنند، اما لباس‌های واقعی و تاریخی هزاره که زنان ما ۵۰، ۷۰ یا ۱۰۰ سال پیش می‌پوشیدند، به نمایش گذاشته نمی‌شود.

در عوض، لباس‌هایی نمایش داده می‌شود که تولید ماشینی هستند، وارداتی هستند، و هیچ ریشه عمیقی در تاریخ هزاره ندارند. این یک بی‌توجهی ساده نیست، بلکه یک شکست در مسئولیت فرهنگی است.

چگونه ممکن است انجمنی که خود را نماینده فرهنگ هزاره می‌داند، حتی نتواند لباس اصیل هزاره را به نسل جدید معرفی کند؟

چگونه ممکن است لباس‌هایی که بخشی از تاریخ و هویت ما هستند، امروز با نام‌های دیگر فروخته شوند و حتی خود ما آن‌ها را نشناسیم؟

چگونه ممکن است یک دختر هزاره لباس اصیل نیاکان خود را بپوشد و به‌جای افتخار، مورد تمسخر قرار گیرد؟

این نشان می‌دهد که ما نه‌تنها فرهنگ خود را از دست داده‌ایم، بلکه آگاهی خود را نیز از دست داده‌ایم.

وقتی ما فرهنگ خود را نشناسیم، دیگران آن را به نام خود ثبت می‌کنند. وقتی ما از لباس خود شرم کنیم، فرهنگ ما نابود می‌شود. وقتی ما تاریخ خود را ندانیم، دیگران تاریخ ما را خواهند نوشت.

فرهنگ هزاره تنها یک لباس نیست. فرهنگ هزاره، هویت ما، تاریخ ما، و وجود ماست.

اگر امروز برای حفظ آن اقدام نکنیم، فردا چیزی برای حفظ کردن باقی نخواهد ماند.

اکنون زمان بیداری است.
اکنون زمان شناخت است.
اکنون زمان بازگشت به ریشه‌هاست.

حفظ فرهنگ، مسئولیت همه ماست

امروز اگر به جامعهٔ خودمان نگاه کنیم، ریشهٔ بسیاری از بدبختی‌ها را می‌شود در چند چیز مشخص دید: عروسی‌های گزاف و نمایشی، ...
21/01/2026

امروز اگر به جامعهٔ خودمان نگاه کنیم، ریشهٔ بسیاری از بدبختی‌ها را می‌شود در چند چیز مشخص دید: عروسی‌های گزاف و نمایشی، ازدواج مردان با دخترهای بسیار کم‌سن با اختلاف سنی نزدیک به بیست سال، رقابت‌های ناسالم و چشم‌وهم‌چشمی بین زن‌ها، بی‌سوادی و ناآگاهی، و فشار اقتصادی‌ای که مردها را از پا انداخته است. نتیجهٔ این فرهنگ غلط این شده که مردهای هزاره، وقتی سن‌شان از بیست‌وپنج سال می‌گذرد، اغلب دچار زانو درد، کمر درد و فرسودگی جسمی و روحی‌اند؛ خودشان هم می‌دانند قربانی شده‌اند، اما راهی برای اعتراض ندارند.

جوان‌ها به مهاجرت کشانده می‌شوند و سال‌ها در کشورهایی مثل استرالیا کار سنگین می‌کنند تا فقط بتوانند ۲۰۰ هزار دلار خرج یک عروسی مجلل کنند. این فشارها بیشتر از طرف خانواده‌ها و زن‌هایی می‌آید که به‌جای آگاهی، دنبال نمایش، رقابت و مصرف‌گرایی‌اند. مرد برای ساکت کردن این توقعات، خودش را غرق کار می‌کند، ماشین شاسی‌بلند می‌خرد و سلامتی‌اش را می‌دهد، اما آرامش خانواده باز هم تأمین نمی‌شود.

در این میان، یک فاجعهٔ خاموش در حال اتفاق افتادن است. دخترخانم‌هایی که بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۵ به دنیا آمده‌اند، هم‌نسل پسرهایی هستند که بین ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ متولد شده‌اند. منطقی این بود که این نسل‌ها در طول پانزده سال با هم ازدواج کنند. اما چه شد؟ بسیاری از این پسرها به‌جای ازدواج با دخترهای هم‌سن خودشان، رفتند سراغ دخترهای متولد ۲۰۰۵ به بعد. نتیجه‌اش این شد که تعداد زیادی از دخترهای هم‌نسل خودشان بی‌سرنوشت ماندند؛ امروز سن‌شان از سی گذشته و هنوز ازدواج نکرده‌اند. سؤال اینجاست: مسئولیت سرنوشت این دخترها با کیست؟

دو عامل اصلی در این فاجعه نقش دارد:
اول، مهاجرت‌های طولانی و فرساینده؛
دوم، زن‌های بی‌سواد و ناآگاهی که فرهنگ مفت‌خوری، رقابت منفی و مصرف‌زدگی را در جامعه رواج دادند. زن‌هایی که نه درس خواندند، نه ورزش کردند، نه خودشان را آگاه ساختند، اما توقع زندگی لوکس داشتند و هزینه‌اش را از جسم و جان مرد گرفتند.

چرا زن‌ها به‌جای این همه مهمانی، غیبت و خرج بی‌جا، کمی ورزش نمی‌کنند؟ چرا درس نمی‌خوانند؟ چرا یاد نمی‌گیرند چگونه همسر و مادر آگاه باشند؟ چرا یاد نمی‌گیرند که این فشارها در نهایت دامان خودشان و فرزندانشان را می‌گیرد؟

و یک نکتهٔ مهم که نباید فراموش شود:
اگر کسی به دین و باور خودش اعتقاد دارد، باید بداند هر فرهنگ غلطی که امروز ترویج می‌کند، فردا گریبان خانوادهٔ خودش را می‌گیرد. همان‌طور که امروز دخترهای دیگران بی‌سرنوشت مانده‌اند، فردا ممکن است دخترهای خودشان قربانی همین فرهنگ شوند. این یک قانون زندگی است؛ هیچ ظلمی بی‌پاسخ نمی‌ماند.

اگر آگاهی، اصلاح فرهنگ و مسئولیت‌پذیری نباشد، این چرخه ادامه پیدا می‌کند و نسل بعدی آسیب‌دیده‌تر از امروز خواهد بود
و نکته‌ای که از تجربهٔ خودم نمی‌توانم نگویم این است که همین جوان‌ها در کشورهایی مثل استرالیا، به‌جای این‌که با دخترهایی که همین‌جا هستند ازدواج کنند، از زیر بار خرج‌های غیرمنطقی فرار می‌کنند. چون سطح توقع آن‌قدر بالا رفته که کمتر از ۲۰۰ هزار دلار اصلاً کسی حاضر به عروسی نیست. همین باعث می‌شود جوان‌ها از ازدواج در اینجا دل‌زده شوند و بروند از افغانستان دختر بگیرند؛ ازدواج‌های عجولانه، با دخترهایی که نه می‌شناسندشان، نه از نظر فکری و سنی به هم می‌خورند، دخترهایی بسیار کم‌سن که فقط در یک ماه تصمیم گرفته می‌شود و بعد آورده می‌شوند اینجا. وقتی این دخترها می‌آیند، نه زبان همدیگر را درست می‌فهمند، نه فرهنگ و اخلاق هم را؛ اختلاف سنی زیاد است و درک متقابل شکل نمی‌گیرد. مرد برای این‌که این فاصله را پُر کند، مجبور می‌شود با پول و ماشین لوکس دهان طرف مقابل را ببندد و این فشار دیر یا زود مستقیم روی سلامت جسم خودش خالی می‌شود؛ کار زیاد، استرس، زانو درد، شانه درد و فرسودگی‌ای که پایانش معلوم است.

از آن بدتر، وقتی چنین خانواده‌ای صاحب فرزند می‌شود، پدر عملاً در زندگی کودک حضور ندارد. مردی که ۲۴ ساعت زیر فشار کار است، روزی پانزده ساعت بیرون از خانه‌ است؛ چند ساعت در ترافیک، ده ساعت سر کار. صبح که طفل بیدار می‌شود پدر سر کار است، شب که می‌خوابد پدر تازه از کار آمده. این طفل چه دختر باشد چه پسر، از مهر و محبت پدری محروم می‌شود و چنین کودکانی در آینده اغلب انسان‌های موفقی نخواهند شد، چون ستون اصلی عاطفی زندگی‌شان خالی مانده است. همهٔ این قربانی‌ شدن‌ها از جایی شروع می‌شود که خرج زندگی بی‌حساب بالا برده می‌شود و مرد مجبور می‌شود سلامتی، جوانی و نقش پدری خودش را فدا کند؛ و این همان جایی است که نادانی، مصرف‌زدگی و فرهنگ غلط، یک نسل کامل را آرام‌آرام نابود می‌کند.

جمع همهٔ این حرف‌ها یک حقیقت تلخ را نشان می‌دهد: تا وقتی فرهنگ عروسی‌های گزاف، اختلاف سنی‌های ناعاقلانه، رقابت‌های ناسالم، مصرف‌گرایی و بی‌سوادی اصلاح نشود، قربانی اصلی مردانی خواهند بود که سلامت‌شان را می‌دهند، زنانی که آیندهٔ خودشان را می‌سوزانند و کودکانی که بدون حضور پدر بزرگ می‌شوند. مهاجرت، فشار اقتصادی و توقعات بی‌جا دست‌به‌دست هم داده‌اند تا نسل‌ها یکی پس از دیگری آسیب ببینند. راه نجات نه در فرار، نه در ازدواج‌های عجولانه، بلکه در آگاهی، مسئولیت‌پذیری، ساده‌زیستی، و بازگشت به عقل، انصاف و ارزش‌های درست انسانی است؛ و اگر امروز این اصلاح را جدی نگیریم، فردا همان سرنوشتی که برای دیگران رقم زده‌ایم، گریبان خودمان و فرزندانمان را خواهد گرفت

28/12/2025

بعد از این‌که ایرانی‌ها دیدند هزاره‌ها بعد از جنگ ایران–عراق نیروی کاری بسیار ارزان و مناسب هستند، به‌جای این‌که به نفع هزاره‌ها عمل کنند، در افغانستان بیش از ده گروه مختلف را ایجاد و تقویت کردند. این گروه‌ها جبهه‌جبهه شدند و متأسفانه در مناطق هزاره‌نشین آن‌قدر با هم جنگیدند که فاجعه به‌بار آمد
ماما، خواهرزاده را کشت
خواهرزاده، ماما را کشت
بچه‌کاکا، کاکا را کشت
و حتی برادر برادر را کشت.

این جنگ‌های داخلی در مناطق هزاره‌نشین آن‌قدر شدید بود که اگر بابا مزاری نمی‌رسید، شاید دیگر هزاره‌ای در این مناطق باقی نمی‌ماند. این بابا مزاری بود که توانست هزاره‌ها را دوباره متحد کند و تا حد زیادی مردم هزاره را از این نقشه شوم نجات دهد.

با این‌همه، این جنگ‌ها تا اندازه‌ای موفق هم شد و باعث شد هزاران خانواده هزاره از مناطق خود کوچ کرده و به ایران مهاجر شوند. در ایران، هزاره‌ها در سخت‌ترین کارهای ساختمانی و صنعتی، با مزد بسیار کم، بدون بیمه و بدون حقوق انسانی کار کردند. ایران با استفاده از همین نیروی کار ارزان، توانست کشور خود را سریع‌تر بسازد، در حالی‌که جوانان زیادی از مردم ما در این راه جان خود را از دست دادند.

بعدها همین نیروها مورد استفاده تبلیغاتی قرار گرفتند و حتی در جنگ سوریه نیز از آن‌ها استفاده شد. این واقعیت‌ها نباید فراموش شوند.

در پایان، لطفاً دوستان صفحه مرا شیر و لایک کنید. این صفحه زیر کنترول است و اگر لایک و شیر کم باشد، سانسور می‌شود و بازدید نمی‌گیرد. هرچقدر بیشتر لایک و شیر کنید، بازدید هم بیشتر می‌شود.
ممنون از حمایت‌تان.

25/11/2025

یک دانه پشتون پیدا نمی‌شه در این افغانستان که بگه این کار اشتباه است
هزاره‌ها به خاطر اینکه ۵۰ سال پیش یک کوچه بر اثر مریضی در این منطقه مرده باید ۵۰ میلیون پول نقد خون بخا به کوچی ها بیدن .

اما گوچی ها برای چور و چپاول در مناطق هزاره نشین می‌آید اگر هزاره‌ها از خود دفاع کرد آنها را به رگبار می‌بندند. بگذار که ما دزدی کنیم آدم بکشیم

11/11/2025
طالبان نوجوان را در جاغوری تیرباران کردند .  فراموش نکنیم که طالبان هفته قبل یک نوجوان هزاره که زیر ۱۴ سال سن داشت در ول...
17/04/2025

طالبان نوجوان را در جاغوری تیرباران کردند .

فراموش نکنیم که طالبان هفته قبل یک نوجوان هزاره که زیر ۱۴ سال سن داشت در ولایت هلمند تیرباران کردند و گفتند ما اشتباه کردیم


طالبان، افغان‌ها یا همان پشتون‌هایی که با عناوین و گروه‌های مختلف ظاهر می‌شوند، سال‌هاست که به اشکال مختلف از مردم هزاره باج‌گیری می‌کنند. کوچی‌ها، با حمایت این گروه‌ها، هر سال به مناطق هزاره‌نشین حمله می‌کنند، زمین‌ها را اشغال می‌کنند، و حتی بدون هیچ سند و مدرکی، ادعای مالکیت می‌کنند. پشتون‌ها از حدود ۱۳۵ سال پیش تاکنون، نزدیک به ۷۰ درصد زمین‌های مردم هزاره را در مناطق مختلف به زور تصرف کرده‌اند.

نمونه‌های آشکار این ظلم در بسیاری از ولایت‌ها دیده می‌شود:
• ولایت ارزگان: تقریباً تمام مناطق.
• ولایت زابل: بیش از ۷۰ درصد زمین‌ها تصرف شده.
ولایت هلمند ۸۰ درصد
• ولایت قندهار: ۶۰ درصد مناطق.
• ولایت بادغیس، غزنی، بغلان، بلخ، کندز، میدان وردک، بامیان، دایکندی و دیگر ولایت‌ها: بخش‌های بزرگی از زمین‌های هزاره‌ها را یا با زور گرفته‌اند یا در حال اشغال‌اند.

در کنار این غصب زمین، جنایت‌هایی چون قتل، نسل‌کشی، غارت و کوچ اجباری مردم هزاره نیز ادامه دارد. این‌ها فقط مربوط به گذشته نیست، بلکه هنوز هم هر روز شاهد ادامه‌ی این ظلم هستیم.

فراموش نکنیم که همین گروه‌ها در مکاتب، مساجد، راه‌ها، کورس‌ها، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و هرجایی که مردم هزاره حضور داشته‌اند، انتحار، انفجار، سر بریدن، و حملات هدف‌مند انجام داده‌اند. این یک نسل‌کشی آرام و سیستماتیک است که همچنان ادامه دارد.

ما نباید این تاریخ، این درد، و این واقعیت تلخ را فراموش کنیم. باید صدای آن باشیم.

14/04/2025

تا یک نفر افغان زنده تروریستان هست فغان هست زمین های مردم هزاره در چپاول دست قوم فغان هست

خطر پنهان در آشپزخانه‌های ما: دیگ‌های بخار سربی و زهر خاموش برای کودکان مادر بسیاری از خانه‌های افغانستان، هنوز هم از دی...
13/04/2025

خطر پنهان در آشپزخانه‌های ما: دیگ‌های بخار سربی و زهر خاموش برای کودکان ما

در بسیاری از خانه‌های افغانستان، هنوز هم از دیگ‌های بخار قدیمی استفاده می‌شود. این دیگ‌ها که معمولاً از فلزات سنگین مانند سرب ساخته شده‌اند، سال‌هاست بخشی از فرهنگ پخت‌وپز ما هستند. اما آیا می‌دانستید که این دیگ‌ها ممکن است بزرگ‌ترین تهدید برای سلامتی کودکان و جوانان ما باشند؟

سرب چیست و چرا خطرناک است؟

سرب یک فلز سنگین است که وقتی وارد بدن انسان شود، مخصوصاً بدن کودکان، به‌راحتی دفع نمی‌شود و در اعضای حیاتی مثل مغز، کلیه، و کبد جمع می‌شود. تحقیقات جهانی نشان داده‌اند که سرب حتی در مقدار بسیار کم هم می‌تواند باعث آسیب دائمی شود.

چه زمانی سرب وارد غذا می‌شود؟
• وقتی دیگ بخار در دمای بالا قرار می‌گیرد، ذرات سرب از دیواره آن جدا شده و وارد غذا می‌شود.
• غذاهای اسیدی (مثل ترشی، رب، یا لیمو) سرب را سریع‌تر جذب می‌کنند.
• این ذرات با بخار قاطی می‌شود و همراه با غذا وارد بدن ما می‌گردد.

چه کسانی بیشتر در خطرند؟
• کودکان خردسال: آسیب به مغز، کاهش IQ، تاخیر در رشد
• نوجوانان: اختلالات یادگیری، ضعف حافظه، مشکلات رفتاری
• زنان باردار: انتقال سرب به جنین و آسیب به رشد نوزاد

چه باید کرد؟
1. دیگ بخار سربی را همین امروز کنار بگذارید.
2. از دیگ‌های استیل ضد زنگ (stainless steel) یا دیگ‌های تاییدشده استفاده کنید.
3. اگر فرزندتان علائم ضعف حافظه، تمرکز پایین یا خستگی دارد، با دکتر مشورت کنید.
4. آگاهی را به دیگران منتقل کنید — سلامتی حق همه ماست.



یک دیگ بخار می‌تواند خانه را گرم کند یا آینده یک کودک را سرد. انتخاب با ماست

11/04/2025

قوما ببینید که این حرامزاده‌ها وقتی در استرالیا هم میرن بر علیه قوم هزاره تاخت و تاز می‌کنند و الان یکی از این حرامزاده‌ها کاندید کرده خود را مواظب باشید که به این حرامزاده رای ندهید اسمش Zahid Safi هست

Osoite

Kustaankatu
Helsinki
00500

Nettisivu

Hälytykset

Tiedä ensimmäisenä ja anna meille oikeus lähettää sinulle sähköpostitse uutisia ja promootioita Hazaristan News TV هزارستان نيوز :ltä. Sähköpostiosoitettasi ei käytetä muihin tarkoituksiin, ja voit perua milloin tahansa.

Jaa

Kategoria