18/09/2024
در دنیا ۸ میلیارد نفر جمعیت وجود دارد. از این تعداد، ۲.۶ میلیارد کودک بین سنین ۰ تا ۱۴ سال هستند، یعنی ۵.۴ میلیارد نفر از جمعیت جهان را جوانان و بزرگسالان تشکیل میدهند.
امروز ویدیویی از یک کودک در فلسطین دیدم که تنها و گرسنه بود و گریه میکرد. به اصطلاح عامیانه، دلم کباب شد. در همان لحظه به تمام دنیا و همه انسانها فکر کردم. چه بر سر انسان آمده؟ چرا ویژگیهای انسانی اینقدر بد شدهاند؟ چرا انسانی فانی بخواهد تمام دنیا و همه ثروتها را به هر قیمتی در اختیار بگیرد؟ مگر چقدر عمر میکند؟ چقدر از این ثروت را با خود به گور میبرد؟
کودکان به بزرگسالان وابستهاند، از آرامش روحی گرفته تا حفاظت و نیازهای اولیه مانند آب و غذا. اما وضعیت در سودان، فلسطین، و دیگر نقاط آفریقا، آسیا و دنیا چگونه است؟ چرا بزرگسالان این دنیا اینقدر وحشی شدهاند؟ چرا ویژگیهای انسانی رو به زوال است؟ چرا انسانها بیاحساس و بیرحم شدهاند؟ آیا انسان میتواند یک انسان بسازد؟ یک انسان، نه فقط یک موجود زنده؛ هر چند که حتی یک موجود زنده هم از دست ما انسانها ساخته نمیشود. اما کودکان باید بمیرند، معیوب شوند، گرسنه بخوابند و پدر و مادرشان را از دست بدهند چون یک انسان بزرگسال این دنیا را میخواهد. دنیایی که هیچکس صاحب آن نیست، زیرا انسان از این دنیا رفتنی است. آیا کسی در طول تاریخ زنده مانده است؟ پس چرا به خاطر این دنیا نفس کشیدن یک انسان دیگر، بهویژه یک کودک را میگیریم؟
حضرت عمر میگفت که در دوره خلافت او، اگر یک پرنده هم آسیب ببیند، او مسئول است. اما امروز، کودکان کشته میشوند، گرسنه میخوابند، بیپدر و مادر میشوند و در سنین بسیار کم، تجربیات تلخی از دست ما بزرگسالان دارند. چرا؟ انسان چه میخواهد؟ ما که همه میمیریم و از این دنیا میرویم، چرا اینقدر خودخواه و حریص شدهایم که گویا همیشه زنده خواهیم ماند؟
روزی خواهد رسید که حسابدهی خواهیم داشت و خداوند از همه اعمال مخلوقاتش بازخواست خواهد کرد. اگر در این دنیا پاسخگو نباشیم، در آن دنیا حتماً پاسخگو خواهیم بود و عدالت برقرار خواهد شد. اما امروز، تمام ۵.۴ میلیارد بزرگسال در برابر کودکان مسئولیم. به خاطر خواستههای ما، چه جنگ باشد، چه مشکلات اقتصادی و چه طلب قدرت، کودکان آسیب میبینند، گرسنه میخوابند، کشته و زخمی میشوند.
این نوشته ممکن است به دست کسی برسد و یا نرسد و کسی آن را بخواند و یا نخواند. اما میخواهم به یادگار بماند که در دنیایی زندگی میکردیم که در یک دوره، حاکمی مانند حضرت عمر، خود را مسئول آسیب یک پرنده میدانست و در دورهای دیگر، انسان به وضوح و با افتخار چه ظلمهایی به کودکان روا میدارد.
به هر دین ومذهب که باشیم در هر چه اختلاف داشته باشیم اما در یک چیز موافق هستیم و تفاهم داریم و آن اینکه انسان هستیم فانی هستیم و از این دنیا میرویم.
به امید روزیکه دیگر اطفال از بزرگسال خاطرات خوش داشته باشند نه تروما های جنگ، گرسنه گی و بدبختی.
تمنا شمس