22/08/2021
پل که نه غار ,
غاری که بر اثر ریزش به نام پل معروف شد
آری غار سنگی فارسان و البته صحیحش پارسان
اکثر غارها در قدیم از سکونت ها ی انسانی محسوب میشده اند .
و اما این غار که قدمتش به دوران میان سنگی نیز مورد توجه بود ، سالها پیش بر اثر زلزله گنبد ورودیش ریزش میکند و اکنون به عنوان یک جاذبه طبیعی در کنار تاریخ باستان نیز مورد توجه شده است .
:
فکر میکردم به سرنوشت این غار
زمانی که تنها سکونتگاه امن بشر بود . و بعد، روزگار غربتی که برایش در مسیر رقم میخورد آن هم با سابقه تاریخ کهنش ، تا اینکه ریزشی دوباره بشر را به پایش روانه می دارد ....
شباهتش به روزگار خودم تا قسمتی ، زیاد دور نیست .
زمانی که بی پروا زندگی را زندگی میکردم
جسور و خستگی ناپذیر
روزگار بر ساز من می رقصید نه من بر ساز روزگار ...
حجم و قدمت دوستانی که داشتم و دارم و بهشون مینازم و میبالم ، شد گواه تاریخ جاده زندگی من .
و اما ،
ریزش هایی که مدتهاست برایم شروع شده و مرا میشکنند ...
غم فراق دوستانم
غم مظلومی وطنم
غم غربت ایرانم
غم درد هموطنانم .
و اما الان اینجا ایستاده ام .
درست در میانه همه این دردها
مدتهاست که این ریزش درد ها ،
تنم را ، روانم را صیقل میدهند ...
و من خسته ام ؛ خسته ...
اما نه بدان معنا که ناامیدم .
فقط خسته ، خسته ، خسته ....
اما امیدوار به پایان
امیدوار به انتهای همه این ریزش ها
امیدوار به حرکت دوباره
امیدوارم به شادی دوباره برای خودم و دوستانم
امیدوارم به ایرانی آباد و شاد با همه اقوامش
و همه این ها به زمانش می آید ...
و زمان ، عملگری فرهنگ است در هزار توی زندگی /
زمان , لحظه ایست که میشکفند گلهای نسترن باغ رویا /
به هنگام حضور نور ، در حجم دنیا
نور باش نه نورانی .
آخر نوشت :
ممنونم
ممنونم از همه شما که گاه و بیگاه مرا یاد میکنید و پیگیر احوالات من
خوبم ...
خوبم که نباشم خوب میشوم 😘
دوستتون دارم با همه وجودم ❤️🥰